تبليغاتX
بیا دنیا بسازیم نه با دنیا بسازیم - و سخنی جز عشق برای گفتن نیست ........!
سلام.... نمی دونم چی بنویسم و از چی بگم فقط می دونم که دلم می خواد حرف بزنم......

شریعتی میگه: هر عاطفه ای که در ردون سر می زند و می روید و تمام بودن آدمی را فرا می گیرد...کالبد همه نیازها

و آرزوها ی مرده و مجهول و از یاد رفته را بر می شورد و از روح خود در آنها می دمد و می پرورد و قیامتی شگفت در

گورستان ساکت درون بر پا می دارد.........

وقتی یه احساس می تونه همچین قیامتی تو وجود آدم به پا کنه و همه احساسهای مرده رو از نو بارور کنه چطور آدم

بتونه عشقی رو که سالها تو قلبش مقدس نگه داشته و در حد ستایش اون پیش رفته با جدایی از یاد ببره.......

نمی دنم منطق تو چیه..... نمی دونم تا حالا از عشق سوختی یا نه...... شاید از اون فرقه ای باشی که عشق رو بچه 

بازی می دونه ........ نمی دونم اما می دونم از هر قبیله ای که باشی..... یه روزی و یه جایی عاشق میشی بدون

اینکه خودت بفهمی.... امیدوارم هیچ وقت درد جدایی رو به سینه نکشی....  

              

نوشته شده توسط ترانه سكوت در دوشنبه یازدهم تیر 1386 |